قیمتها چرا حرکت میکنند؟ آیا حرکات بازار ارز دیجیتال، فارکس یا بورس کاملاً تصادفی و غیرقابل پیشبینی است؟ یا مانند یک نقشه، الگوهایی در آن وجود دارد که میتوان آنها را خواند؟
تحلیل تکنیکال (Technical Analysis) دقیقاً تلاشی برای خواندن همین نقشه و پیشبینی ذهن بازار است. به زبان ساده، تحلیل تکنیکال یعنی پیشبینی آینده قیمت، با مطالعه دقیق تاریخچه و گذشته آن.
اما وقتی به عنوان یک مبتدی شروع به یادگیری میکنید، احتمالاً در اقیانوسی از روشهای گیجکننده غرق میشوید: RSI، مکدی، پرایس اکشن، الگوهای مثلث، باندهای بولینگر… کدام یک «بهترین» است؟
در این راهنمای جامع، ما به جای لیست کردن دهها روش پراکنده و گیجکننده، ۳ ستون اصلی تحلیل تکنیکال را به شما نشان میدهیم. شما یاد میگیرید که این ستونها چگونه با هم ترکیب میشوند تا یک استراتژی کامل بسازند و در نهایت، «بهترین» روش را برای خودتان پیدا کنید.
تحلیل تکنیکال چیست؟ (و چرا اصلاً کار میکند؟)
قبل از اینکه به سراغ روشها برویم، باید بدانیم چرا اصلاً باور داریم که میتوان با نگاه کردن به یک نمودار، آینده را پیشبینی کرد. پایه و اساس تحلیل تکنیکال، بر چند نظریه کلیدی استوار است.
سه اصل اساسی تئوری «داو» (پدر تحلیل تکنیکال)
تحلیل تکنیکال بر پایه اصولی بنا شده که بیش از ۱۰۰ سال پیش توسط «چارلز داو» مطرح شد. این تحلیل بر این فرض استوار است که:
- همهچیز در قیمت لحاظ شده است: تمام اخبار، گزارشهای اقتصادی، جنگها، احساسات تریدرها (ترس و طمع) و… بلافاصله در قیمت دارایی منعکس میشود. بنابراین، خودِ نمودار قیمت، گویای همهچیز است.
- قیمتها در روند حرکت میکنند: قیمتها به صورت تصادفی و هرجومرج حرکت نمیکنند. آنها تمایل دارند در یک جهت مشخص (صعودی، نزولی یا خنثی) به حرکت خود ادامه دهند. وظیفه تحلیلگر، تشخیص این روند است.
- تاریخ تکرار میشود: الگوهای رفتاری انسانها در بازارهای مالی (که ناشی از ترس و طمع است) در طول تاریخ ثابت باقی میماند. بنابراین، الگوهای نموداری که در گذشته باعث افزایش یا کاهش قیمت شدهاند، احتمالاً در آینده نیز همان واکنش را ایجاد خواهند کرد.
تفاوت تحلیل تکنیکال و فاندامنتال: کدام برای تریدرها بهتر است؟
این دو، دو رویکرد اصلی برای تحلیل بازار هستند:
- تحلیل فاندامنتال (بنیادی): به دنبال ارزش «ذاتی» یک دارایی است. (مثال: آیا این شرکت سودآور است؟ آیا این پروژه ارز دیجیتال تکنولوژی خوبی دارد؟)
- تحلیل تکنیکال: به دنبال «زمانبندی» ورود و خروج است. (مثال: بهترین قیمت برای خرید یا فروش در حال حاضر کجاست؟)
برای سرمایهگذاران بلندمدت، تحلیل فاندامنتال حیاتی است. اما برای تریدرها (بهخصوص در سبکهای کوتاهمدت)، تحلیل تکنیکال ابزار اصلی است، زیرا به آنها سیگنالهای واضح ورود و خروج بر اساس رفتار قیمت میدهد.
ستون اول: پرایس اکشن (Price Action) | خواندن زبانِ خالص قیمت
پرایس اکشن (Price Action) ستون فقرات تحلیل تکنیکال است. این روش، هنر و علم خواندن نمودار قیمت به صورت «خالص» و بدون هیچ ابزار کمکی اضافهای (مانند اندیکاتورهای شلوغ) است.
تریدرهای پرایس اکشن معتقدند که خودِ حرکت قیمت، تمام اطلاعات لازم برای تصمیمگیری را فراهم میکند. آنها به دنبال درک این هستند که قیمت در حال حاضر «چه داستانی» را روایت میکند.
سه ابزار اصلی آنها عبارتند از:
سطوح حمایت و مقاومت (Support & Resistance)؛ کفها و سقفهای بازار
اینها مهمترین مفاهیم در پرایس اکشن هستند. به آنها به عنوان کف (حمایت) و سقف (مقاومت) روانشناسی بازار نگاه کنید.
- حمایت (Support): یک سطح قیمتی (کف) است که در گذشته، قیمت با رسیدن به آن متوقف شده و به بالا بازگشته است. این ناحیه، جایی است که تقاضا (خریداران) آنقدر قوی است که بر عرضه (فروشندگان) غلبه میکند.
- مقاومت (Resistance): یک سطح قیمتی (سقف) است که قیمت در گذشته با رسیدن به آن، متوقف شده و به پایین بازگشته است. این ناحیه، جایی است که عرضه بر تقاضا غلبه میکند.
- کلید: وقتی یک سقف (مقاومت) شکسته میشود، اغلب به یک کف (حمایت) جدید تبدیل میشود و برعکس. (به این پدیده “تبدیل سطوح” میگویند)
خطوط روند (Trend Lines)؛ چگونه دوستِ روند بمانیم؟
شعار معروف تحلیل تکنیکال میگوید: «روند، دوست شماست» (The Trend is Your Friend). خطوط روند، ابزار بصری شما برای تشخیص و احترام به این دوست هستند.
- روند صعودی (Uptrend): زمانی که بازار در حال ساختن «کفهای بالاتر» (Higher Lows) و «سقفهای بالاتر» (Higher Highs) است. خط روند صعودی با وصل کردن کفهای بالاتر به یکدیگر رسم میشود. تا زمانی که قیمت بالای این خط قرار دارد، روند صعودی است.
- روند نزولی (Downtrend): زمانی که بازار «سقفهای پایینتر» (Lower Highs) و «کفهای پایینتر» (Lower Lows) میسازد. خط روند نزولی با وصل کردن سقفهای پایینتر به هم رسم میشود.
- کاربرد: تریدرها از این خطوط به عنوان حمایت یا مقاومت داینامیک (متحرک) برای پیدا کردن نقاط ورود در جهت روند استفاده میکنند.
الگوهای کلاسیک نموداری (Chart Patterns)
از آنجایی که تاریخ (و روانشناسی انسانها) تکرار میشود، قیمتها الگوهای قابل تشخیصی را روی نمودار ایجاد میکنند که میتوانند حرکت بعدی را سیگنال دهند. این الگوها به دو دسته اصلی تقسیم میشوند:
- الگوهای بازگشتی (Reversal Patterns): نشان میدهند که روند فعلی احتمالاً در حال پایان است و جهت بازار در حال عوض شدن است.
- مثالها: الگوی سر و شانه (Head and Shoulders)، سقف دوقلو (Double Top) و کف دوقلو (Double Bottom).
- الگوهای ادامهدهنده (Continuation Patterns): نشان میدهند که بازار پس از یک استراحت کوتاه (تثبیت قیمت)، به روند قبلی خود ادامه خواهد داد.
- مثالها: الگوی مثلث (Triangle)، پرچم (Flag) و کنج (Wedge).
تریدرهای پرایس اکشن با تشخیص زودهنگام این الگوها، معاملات خود را برنامهریزی میکنند.
ستون دوم: الگوهای کندل استیک (Candlesticks)
اگه پرایس اکشن تصویر بزرگ رو نشون میده، کندلها جزئیات دقیق و فوری نبرد بین خریداران (گاوها) و فروشندگان (خرسها) رو در هر لحظه روایت میکنن.
کندلها چگونه داستان نبرد خریداران و فروشندگان را میگویند؟
همونطور که قبلاً گفتیم، هر کندل شامل چهار قیمت کلیدی در یک بازه زمانی مشخصه (باز شدن، بسته شدن، بالاترین و پایینترین). شکل بدنه (Body) و سایهها (Shadows/Wicks) هر کندل، اطلاعات روانشناسی ارزشمندی رو به ما میده:
- بدنه بلند سبز: نشانه قدرت زیاد خریداران در اون بازه زمانیه.
- بدنه بلند قرمز: نشانه قدرت زیاد فروشندگان.
- سایههای بلند: نشوندهنده تردید و نوسان زیاد در اون بازه است. قیمت بالا رفته ولی فروشندهها پایین کشیدنش (سایه بالایی) یا برعکس (سایه پایینی).
تریدرهای حرفهای با کنار هم گذاشتن این کندلها و تشخیص الگوهای خاص، سیگنالهای ورود یا خروج سریعتری میگیرن. این الگوها هم مثل الگوهای کلاسیک، به دو دسته تقسیم میشن:
الگوهای بازگشتی (Reversal Patterns)
این الگوها معمولاً در انتهای یک روند (صعودی یا نزولی) ظاهر میشن و هشدار میدن که احتمالاً جهت بازار در حال تغییره.
- الگوی چکش (Hammer) و مرد به دار آویخته (Hanging Man): کندلهایی با بدنه کوچک و سایه پایینی بلند که میتونن نشونه پایان روند نزولی (چکش) یا پایان روند صعودی (مرد به دار آویخته) باشن.
- الگوی پوشاننده یا انگالفینگ (Engulfing Pattern): وقتی یک کندل بزرگ، کندل قبلی با رنگ مخالف رو کاملاً میپوشونه. انگالفینگ صعودی (سبز بزرگ قرمز کوچک رو بپوشونه) میتونه نشونه شروع روند صعودی باشه و برعکس.
- الگوی دوجی (Doji): کندلی که قیمت باز و بسته شدنش تقریباً یکیه و نشوندهنده تردید شدید در بازاره. این الگو به تنهایی سیگنال نیست، اما اگه در انتهای یک روند ظاهر بشه، میتونه هشدار تغییر جهت باشه.
الگوهای ادامهدهنده (Continuation Patterns)
این الگوها معمولاً در وسط یک روند ظاهر میشن و نشون میدن که بازار بعد از یک استراحت کوتاه، به حرکت قبلی خودش ادامه میده.
- مثالها: الگوهایی مثل سه سرباز سفید (Three White Soldiers) در روند صعودی یا سه کلاغ سیاه (Three Black Crows) در روند نزولی.
نکته مهم: الگوهای کندلی به تنهایی نباید مبنای تصمیمگیری باشن. قدرت واقعی اونها زمانی مشخص میشه که در کنار سطوح حمایت/مقاومت کلیدی یا خطوط روند (که در ستون اول یاد گرفتیم) ظاهر بشن.
ستون سوم: اندیکاتورها و اسیلاتورها | ابزارهای کمکی برای تایید
اندیکاتورها (Indicators) فرمولهای ریاضی هستند که دادههای قیمت (مانند قیمت بسته شدن، حجم معاملات و…) را میگیرند و آنها را به صورت یک ابزار بصری (معمولاً یک خط یا نمودار) به ما نشان میدهند.
هشدار مهم: اندیکاتورها آینده را پیشبینی نمیکنند، بلکه فقط گذشته قیمت را به شکلی متفاوت به ما نشان میدهند. آنها ابزارهای «تاخیری» (Lagging) هستند و همیشه باید در تایید تحلیل پرایس اکشن (ستون اول) استفاده شوند، نه به عنوان سیگنال اصلی.
تفاوت اندیکاتور (دنبالهرو روند) و اسیلاتور (نوساننما) چیست؟
- اندیکاتورهای دنبالهرو روند (Trend-Following): این ابزارها به شما کمک میکنند تا جهت روند اصلی (صعودی یا نزولی) را تشخیص دهید. آنها در بازارهای رونددار عالی عمل میکنند اما در بازارهای خنثی (Range) سیگنالهای اشتباه زیادی میدهند. (مثال: میانگین متحرک)
- اسیلاتورها یا نوساننماها (Oscillators): این ابزارها بین دو سطح (مثلاً ۰ تا ۱۰۰) نوسان میکنند و به شما کمک میکنند تا شتاب حرکت قیمت و همچنین نواحی «هیجان خرید» (اشباع خرید) یا «هیجان فروش» (اشباع فروش) را تشخیص دهید. آنها در بازارهای خنثی عالی هستند اما در روندهای قوی ممکن است گیجکننده باشند. (مثال: RSI)
بیایید با مهمترین آنها آشنا شویم:
میانگینهای متحرک (Moving Averages – MA)
میانگین متحرک (MA)، سادهترین و پرکاربردترین اندیکاتور برای تشخیص جهت روند است. این ابزار، میانگین قیمت در یک دوره زمانی مشخص (مثلاً ۲۰ روز گذشته) را محاسبه کرده و به صورت یک خط روان روی نمودار نشان میدهد.
- کاربرد اصلی:
- تشخیص روند: تا زمانی که قیمت بالای میانگین متحرک قرار دارد، روند صعودی تلقی میشود. تا زمانی که قیمت پایین آن است، روند نزولی است.
- حمایت و مقاومت داینامیک: در روندهای صعودی، خط MA اغلب مانند یک «کف» متحرک عمل میکند و قیمت با برخورد به آن دوباره به بالا برمیگردد (و برعکس در روند نزولی).
- مثال استفاده: تریدرها از تقاطع دو میانگین متحرک (مثلاً MA-20 و MA-50) به عنوان سیگنال خرید یا فروش استفاده میکنند (که به آن تقاطع طلایی یا تقاطع مرگ میگویند).
شاخص قدرت نسبی (RSI – Relative Strength Index)
RSI محبوبترین اسیلاتور برای سنجش سرعت و شتاب حرکات قیمت است. این ابزار بین ۰ تا ۱۰۰ نوسان میکند و به ما دو چیز مهم را نشان میدهد:
- اشباع خرید و فروش (Overbought/Oversold):
- وقتی RSI به بالای سطح ۷۰ میرود، به این معنی است که «هیجان خرید» در بازار زیاد بوده و قیمت بیش از حد بالا رفته است (اشباع خرید). این یک هشدار برای تریدرها است که شاید قیمت به زودی اصلاح کند (پایین بیاید).
- وقتی RSI به زیر سطح ۳۰ میرود، به معنی «هیجان فروش» و اشباع فروش است. این هشدار میدهد که شاید قیمت به زودی بازگردد (بالا برود).
- واگرایی (Divergence): یکی از قویترین سیگنالهای RSI. واگرایی زمانی رخ میدهد که قیمت یک سقف جدید میسازد، اما RSI نمیتواند سقف جدید بسازد. این عدم هماهنگی، نشاندهنده ضعف روند فعلی و احتمال بالای بازگشت قیمت است.
مکدی (MACD – Moving Average Convergence Divergence)
MACD یک اندیکاتور همهکاره است که هم به شما جهت روند را نشان میدهد و هم قدرت و شتاب (مومنتوم) آن را. این اندیکاتور از دو خط (خط MACD و خط سیگنال) و یک نمودار میلهای (هیستوگرام) تشکیل شده است.
- کاربرد اصلی:
- تشخیص روند و سیگنال ورود/خروج: زمانی که خط MACD (خط سریعتر) خط سیگنال (خط کندتر) را به سمت بالا قطع میکند، سیگنال خرید و زمانی که به سمت پایین قطع میکند، سیگنال فروش صادر میشود.
- تشخیص شتاب روند: میلههای هیستوگرام، فاصله بین دو خط را نشان میدهند. هرچه این میلهها بلندتر شوند، یعنی شتاب و قدرت روند فعلی (چه صعودی و چه نزولی) بیشتر است.
- واگرایی: مانند RSI، واگرایی در MACD نیز یکی از قویترین هشدارهای بازگشت روند است.
روشهای مدرن و پیشرفته (نگاهی به ۲۰۲۵)
سه ستون قبلی، الفبای تحلیل تکنیکال هستند. اما روشهای دیگری نیز وجود دارند که اغلب ترکیبی از ستونهای قبلی بوده یا رویکردهای مدرنتری به بازار دارند. در اینجا به چند مورد از محبوبترین آنها اشاره میکنیم.
سطوح فیبوناچی (Fibonacci Retracement)
این ابزار، یکی از محبوبترینها در بین تریدرهای حرفهای است و از دنباله ریاضی معروف “فیبوناچی” برای پیشبینی سطوح حمایت و مقاومت پنهان استفاده میکند.
- کاربرد اصلی (اصلاح یا Retracement): شما این ابزار را از ابتدای یک موج حرکتی (مثلاً از کف تا سقف یک روند صعودی) رسم میکنید. ابزار به صورت خودکار، سطوح کلیدی اصلاح (مانند ۳۸.۲٪، ۵۰٪، و سطح طلایی ۶۱.۸٪) را روی نمودار نشان میدهد.
- سیگنال: تریدرها انتظار دارند که قیمت پس از پایان موج اصلی، تا یکی از این سطوح “اصلاح” کند و سپس در آنجا حمایت شده و به روند اصلی خود بازگردد. این سطوح مانند آهنربا برای قیمت عمل میکنند.
مفاهیم پول هوشمند (SMC) و پرایس اکشن RTM
اینها جدیدترین و محبوبترین تکاملهای پرایس اکشن (ستون اول) هستند که در سالهای اخیر (بهخصوص در ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵) بسیار مورد توجه قرار گرفتهاند.
- فلسفه اصلی: این روشها بر این باورند که بازار توسط “پول هوشمند” (بانکها و موسسات بزرگ) هدایت میشود. هدف تریدر، تشخیص ردپای این پول هوشمند و معامله در جهت آنهاست، نه بر اساس الگوهای کلاسیک که اغلب برای فریب عموم مردم (پول خُرد) استفاده میشوند.
- مفاهیم کلیدی: به جای حمایت و مقاومت ساده، این روشها از مفاهیمی مانند «اردربلاک (Order Block)» (نواحی سفارشگذاری بزرگ بانکها) و «جمعآوری نقدینگی (Liquidity Grab)» (زمانی که قیمت به زیر یک کف واضح میرود تا حد ضررها را فعال کند و سپس برمیگردد) استفاده میکنند.
ابر ایچیموکو (Ichimoku Cloud)
ابر ایچیموکو (Ichimoku Kinko Hyo) یک اندیکاتور نیست، بلکه یک سیستم معاملاتی کامل و همهجانبه است که به تنهایی چندین کار را انجام میدهد. این ابزار در نگاه اول ممکن است بسیار شلوغ و ترسناک به نظر برسد، اما اطلاعات فوقالعادهای را در یک نگاه ارائه میدهد:
- تشخیص روند: «ابر کومو (Kumo Cloud)» به شما نشان میدهد که روند کلی صعودی است (قیمت بالای ابر است) یا نزولی (قیمت پایین ابر است).
- حمایت و مقاومت داینامیک: خودِ ابر به عنوان یک ناحیه حمایتی یا مقاومتی بسیار قوی عمل میکند.
- سیگنال ورود و خروج: تقاطع دو خط اصلی آن (Tenkan-sen و Kijun-sen) سیگنالهای معاملاتی صادر میکند.
- آینده بازار: یکی از ویژگیهای جالب ایچیموکو این است که ابر آن مقداری به «جلو» شیفت داده شده و تصویری از حمایت/مقاومت احتمالی در آینده ارائه میدهد.
«بهترین» روش تحلیل تکنیکال کدام است؟ (پاسخ نهایی)
تا اینجا ۱۱ روش قدرتمند را کالبدشکافی کردیم. حالا سوال یک میلیون دلاری: کدام یک «بهترین» است؟
حقیقت ماجرا: هیچ روش واحدی «بهترین» نیست!
این همان حقیقتی است که بسیاری از تازهکارها دوست ندارند بشنوند. هیچ اندیکاتور جادویی یا الگوی واحدی وجود ندارد که در ۱۰۰٪ مواقع درست کار کند. هر روشی که بررسی کردیم (RSI، پرایس اکشن، الگوها) در شرایطی از بازار عالی عمل میکند و در شرایطی دیگر سیگنالهای اشتباه میدهد.
«بهترین» روش، در واقع یک «جعبه ابزار» است، نه یک «آچار فرانسه» تکی.
قدرت در ترکیب است: ساخت یک استراتژی معاملاتی
یک تریدر حرفهای، از یک روش به تنهایی استفاده نمیکند، بلکه چند روش را از ستونهای مختلف با هم ترکیب میکند تا یک «استراتژی معاملاتی» (Trading Strategy) کامل بسازد. در این استراتژی، ابزارها یکدیگر را تایید (Confirm) میکنند.
مثال یک استراتژی ترکیبی:
- (ستون اول – پرایس اکشن): قیمت به یک سطح حمایت قوی تاریخی رسیده است.
- (ستون دوم – کندلها): روی همان سطح حمایت، یک الگوی کندلی «چکش» (Hammer) شکل گرفته که سیگنال بازگشت میدهد.
- (ستون سوم – اندیکاتور): در همان زمان، اندیکاتور RSI در ناحیه «اشباع فروش» (زیر ۳۰) قرار دارد.
وقتی هر سه ستون تحلیل به شما یک سیگنال واحد (خرید) میدهند، احتمال موفقیت معامله شما به مراتب بالاتر از زمانی است که فقط به یک اندیکاتور تکی اتکا کردهاید.
(اتصال به مای ژورنال): چرا باید استراتژی خود را در مای ژورنال ثبت و تست کنید؟
حالا شما یک استراتژی عالی ساختید (مثلاً: حمایت + چکش + RSI). اما سوال بعدی این است: آیا این استراتژی واقعاً سودآور است؟
اینجاست که مای ژورنال وارد عمل میشود. تنها راه فهمیدن این موضوع، «تست کردن» و «ثبت کردن» نتایج است. شما باید استراتژی خود را در یک دوره زمانی (مثلاً ۱۰۰ معامله) تست کنید. در پلتفرم مای ژورنال، شما میتوانید هنگام ثبت هر معامله، با استفاده از قابلیت «چک لیست» یا «دلایل ورود»، دقیقاً مشخص کنید که این معامله بر اساس «استراتژی شماره ۱» شما (همان ترکیب سهگانه) انجام شده است.
پس از ۱۰۰ معامله، داشبورد تحلیلی مای ژورنال به صورت خودکار به شما نشان خواهد داد که این استراتژی خاص، چند درصد موفقیت (Win Rate) داشته و چقدر سودآور (Profit Factor) بوده است.
به این ترتیب، مای ژورنال به شما کمک میکند تا از «دانش» تحلیل تکنیکال، به «مهارت» سودآور در ترید برسید.
جمعبندی: تحلیل تکنیکال یک مهارت است، نه یک جادو
در این راهنمای جامع، از الفبای تحلیل تکنیکال (تئوری داو) عبور کردیم، سه ستون اصلی آن (پرایس اکشن، الگوهای کندلی و اندیکاتورها) را کالبدشکافی کردیم و حتی به روشهای مدرن ۲۰۲۵ نگاهی انداختیم.
نکته کلیدی که باید از این مقاله به خاطر بسپارید این است: تحلیل تکنیکال یک گوی جادویی برای پیشبینی قطعی آینده نیست؛ بلکه یک مهارت برای سنجش احتمالات و مدیریت ریسک است.
قرار نیست شما تمام ۱۱ روشی که گفتیم را حفظ کنید. یک تریدر حرفهای، یک متخصص در تمام این روشها نیست؛ او فقط در یک یا دو استراتژی ترکیبی که با شخصیتش سازگار است، به استادی رسیده.
اما یادگیری این روشها تنها نیمی از مسیر است. نیمه دیگر، تست کردن و تحلیل عملکرد استراتژی شما در بازار واقعی است. اینجاست که داشتن یک ژورنال حرفهای، تفاوت بین یک مبتدی سردرگم و یک تریدر حرفهای را رقم میزند.
ما شما را دعوت میکنیم تا استراتژی ترکیبی خود را (مثلاً پرایس اکشن + RSI) انتخاب کرده و نتایج آن را به دقت در مای ژورنال ثبت کنید. داشبورد تحلیلی ما به شما خواهد گفت که آیا این روشها واقعاً برای شما کار میکنند یا خیر.
یادگیری را شروع کنید و نتایج را در مای ژورنال اندازهگیری کنید.
سوالات متداول (FAQ)
آیا تحلیل تکنیکال به تنهایی برای موفقیت کافی است؟
خیر. تحلیل تکنیکال یکی از سه ستون اصلی موفقیت در ترید است. دو ستون دیگر عبارتند از: مدیریت ریسک و سرمایه (چقدر در هر معامله ریسک میکنید) و روانشناسی معاملهگری (کنترل ترس و طمع). بدون این دو ستون، بهترین تحلیلگر تکنیکال هم در نهایت بازنده خواهد بود.
تحلیل تکنیکال در کدام بازار (فارکس، کریپتو، بورس) بهتر جواب میدهد؟
تحلیل تکنیکال در هر بازاری که توسط انسانها (و عرضه و تقاضای ناشی از روانشناسی آنها) هدایت میشود و نقدشوندگی کافی داشته باشد، کاربرد دارد. این شامل فارکس، ارزهای دیجیتال، سهام و کالاها میشود. پایههای آن (حمایت، مقاومت، روند) در تمام این بازارها یکسان عمل میکنند.
برای شروع یادگیری، کدام روش تحلیل تکنیکال بهتر است؟
پرایس اکشن (Price Action). قبل از غرق شدن در دنیای پیچیده اندیکاتورها و اسیلاتورها، یاد بگیرید که خودِ نمودار قیمت را بخوانید. یادگیری مفاهیم پایهای حمایت، مقاومت و خطوط روند (ستون اول) بهترین و محکمترین فونداسیون برای شروع یادگیری تحلیل تکنیکال است.